.... نيم‌ نگـاه ....


واپسين نوشتارها ■

● از من بگريزيد که مي خورده‌ام امروز

● حذف نوار بلاگر و امکان جستجوي گوگل در محتواي وبلاگ...

● جنبشي كه با خون وداع گفت

● وبلاگنويسي در آغوش زاينده رود

● آقاي خاتمي ، امروز به حال تو گريستم كه چنين به پاي...

● نمي‌خواهيم قهرمان باشيم

● دردنامه‌اي به سعيدي سيرجاني

● من وبلاگ مي نويسم پس هستم !

● از سادات و عرفات تا عبدالله نوري

● نويسندگان خارج‌نشين ، برداشتن اين بار امروز بر دوش...



© بازنشر نوشته‌های اين وبلاگ، با ذكر نشانی و پيوند به متن نوشتار، بی‌اشكال است.

Designed by M. Borjian


| صفحه اصلی | پست الکترونيک |


Wednesday, December 15, 2004

در خلوت تو اي ناديده عاشق

در خماري چشمانت
در شب بي‌ستاره گيسويت
در مويه‌هاي سحرگاهيت
در ضجه‌هاي شبانگاهيت
در اشک به خون نشسته‌ات
از فراق يار
مستي شراب نابي است
که مرا تا آغوش گرم خدا
بي بال و پر ، پرواز مي‌دهد

7به قلم مسعود برجيـان ...... نشانی يادداشت