.... نيم‌ نگـاه ....


واپسين نوشتارها ■

● تولد يك فاحشه

● ضجه از فراق معشوق کار من است ...

● طالع نامسعود

● از تار عنكبوت لباس ضد گلوله مي‌بافند !

● آقاي موسوي ، دولت آينده را با سرپرست اداره كنيد نه...

● حكايت خوداكثريت پنداري ايرانيان !

● رفقا ! پُك محكم‌تري بزنيم

● بابا آب داد اما به خاك سرد گورستان

● پايان جنگ تازه آغاز فاجعه بود

● محمد نيامده دلتنگ شد !!!



© بازنشر نوشته‌های اين وبلاگ، با ذكر نشانی و پيوند به متن نوشتار، بی‌اشكال است.

Designed by M. Borjian


| صفحه اصلی | پست الکترونيک |


Friday, October 22, 2004

که جز اين حديث ناجوانمردي است

گويند
عشق را جز با عشق نتوان شست
کدامين آب
کدام دريا
سينه خونين عاشق را
ز هجر يار خواهد شست
کدام مرهم
کدامين اشک
شعله پرسوز دل را
ز داغ ياد
خامشي خواهد داد

بگذار تا بگويم
ياد آن نخستين ديدار
نقش سنگي است
جاودان
بر دل من
گر هزاران بار
شود خونين ، شود رنگين
سينه‌ام از دگر آواز پرنازي ...
......
که جز اين
حديث ناجوانمردي است

7به قلم مسعود برجيـان ...... نشانی يادداشت