.... نيم‌ نگـاه ....


واپسين نوشتارها ■

● در آن لحظه که من همسفر خاک مي‌شوم

● يتيمي با هزاران دايه

● دو راه ، دو هدف ؛ حكايت دو فرزند اهل قلم

● از محراب « ايدئولوژي » جز خون و خشونت برنخيزد

● راه خانه تو

● از آستين ايرانيان

● آن عاقل فرو روفته در پوستين ديوانگان

● در دلم بود ...

● صد سال ، ايستاده با مُشت

● اين دل بي‌يار نه سزاي چو مني است



© بازنشر نوشته‌های اين وبلاگ، با ذكر نشانی و پيوند به متن نوشتار، بی‌اشكال است.

Designed by M. Borjian


| صفحه اصلی | پست الکترونيک |


Wednesday, September 01, 2004

مرا پير طريقت جز علي نيست

گفت منم عبد توام ، خالق و آغاز توئي
گفت توئي جلوه من ، معني و نور روح من
دليل و برهان تو بُدي ، باعث حيران تو بُدي
خلق غرق روي توست ،‌ عاشق خُلق و خوي توست
*************
چونكه تو آغاز شدي ، روي به پرواز شدي
در افق سرخ فلك ، تو عشوه پرداز شدي
ما همگي تابع تو ،‌ پيرو تو ، سايه تو
نغمه‌ي ساز و چنگ تو ، برق جهيده تيغ تو
*************
در تو و او نظر كنم ، از همه من حذر كنم
او كه بُود خداي تو ، من چه حديث سر كنم
ور نه توئي خداي من ،‌ خالق و سرپناه من
قبله من ، معبد من ، جايگه ثناي من
*************
باعث هر مست شدي ،‌ چون كه « علي » هست شدي
زلف تو هم حلقه دوست ، هر چه تو خواهي تو ، از اوست
من چه توانم كه كنم در ره بي‌مثال تو
جز به نظر ، جز به حذر ، عشق تو را بنده شوم
*************
چونکه علي برون شدي ، جمله جهان جنون شدي
ساز شدي ، نوا شدي ، مدح و ثناي او شدي
مست بُدم ، رقص شدم ، نيست بُدم ، هست شدم
جام بُدم ، تهي ز مي ،‌ حال پُر از « علي » شدم

« 13 رجب 1383 خورشيدي »

7به قلم مسعود برجيـان ...... نشانی يادداشت