●
مارمولك در لباس روحانيت ميخزد
© بازنشر نوشتههای اين وبلاگ، با ذكر نشانی و پيوند به متن نوشتار، بیاشكال است.
Designed by M. Borjian |
Monday, May 17, 2004 من و آينه و آن حس غريب
مرا با شكستن آينه چكار ؟
كه من چهره غمزده خويش را در هزار توي پستوهاي زنگار گرفتهاش ميزبان حيرت ميبينم مرا با حيرت چكار ؟ كه من سرنوشت سيمرغ نگون بخت اين ديار را در هزار توي سنگهاي سياه غارهاي بيانتهايش ميزبان شقايق ميبينم مرا با شقايق چكار ؟ كه من پژمردن جنگل شقايقها را در هزار توي ريگهاي داغ بيابان ميزبان چشمهايم ميبينم مرا با چشمهايم چكار ؟ كه من عمر خويش در اين شوره زار به وديعه نهادم تا كه تن تبدارم را در خنكاي احساس زندگي به دست نسيم بسپارم آينه را در امتداد نگاه خويش يافتم و دستانم كه آمده بودند تا پايان دهند صداقت آينه را اما مرا با شكستن آينه چكار ؟ كه من ……… ……… ………
|
||||||||||