●
بستر خلخالي ، فرجام تاريخي « روحانيون مبارز »
© بازنشر نوشتههای اين وبلاگ، با ذكر نشانی و پيوند به متن نوشتار، بیاشكال است.
Designed by M. Borjian |
Thursday, May 06, 2004 كيست او ……
در گوشه اتاق كز كرده است . دستش را ميگيرم . او را در آغوش ميكشم . سرش را روي شانهام ميگذارد . شانهام خيس ميشود . بوي باران بهاري ميدهد ، صدايش خش خش برگهاي پائيزي است … … ميگويد : چرا هيچ كس مرا نميبيند ؟ … … نوازشش ميكنم . پس قلبت كو ؟ آرام نجوا ميكند : جاي من در قلب مردمان است ، در كنج پنجره مه گرفته دلشان ، قلبي ندارم كه هميشه قلبي را به عاريت ميگيرم ؛ نامش را ميپرسم …… « تنهائي » است ……
|
||||||||||