.... نيم‌ نگـاه ....


واپسين نوشتارها ■

● تركمانا نعل را وارونه زن !!!

● پدرم وقتي مُرد ...

● شقايق

● ... اين است راز بهار

● اولين کلام . بر دوست و دشمن از ما سلام

● ( آخرين يادداشت سال 82 …… ( خداحافظي با پرشين بلاگ...

● « سر فرود مي‌آورم به اين همه لطف ، به اين همه مهر ...

● « روزي چون ساير روزها »

● « . درد دلي با خوانندگان احتمالي … كمتر خواهم گفت ...

● « .... قامت ايران آنروز شكست »



© بازنشر نوشته‌های اين وبلاگ، با ذكر نشانی و پيوند به متن نوشتار، بی‌اشكال است.

Designed by M. Borjian


| صفحه اصلی | پست الکترونيک |


Wednesday, March 31, 2004

سردي ارزاني توست



شعله شمع مرا
چه كسي بود رُبود
تپش قلب مرا
چه كسي بود رُبود
يار شيرين مرا
چه كسي بود رُبود
چه كسي بود كه پرسيد
قلب را به چه كارَت آيد ؟
شمع را ز چه رو تو فروزان خواهي ؟
سردي ارزاني توست …
كه تو پروانه خويش
نه ز شمع
كه به خامُشي خويش ، راندي
سردي ارزاني توست …
كه تو پرواز را
نه ز بند
كه به خامُشي خويش ، ممنوع خواندي
سردي ارزاني توست …

7به قلم مسعود برجيـان ...... نشانی يادداشت